نقد 50 کیلو آلبالو (1394)

فیلم 50 کیلو آلبالو

موارد همنام شوخی

صفحه فیلم 50 کیلو آلبالو (1394)

عنوان: شوخی!
منبع: سایت بانی فیلم
تاریخ انتشار: 17 خرداد 1395 ش ساعت 17:41


در همین ابتدا بگویم، 50 کیلو آلبالو برای من به مثابه یک علامت تعجب است؛ تعجب از اینکه چرا و چگونه فیلمسازی که اژدها وارد میشود اش همزمان بر پرده اکران است، دست به ساخت فیلمی چون 50 کیلو آلبالو زده است؟ البته حقیقی خود پاسخ این سوال را می دهد؛ ظاهرا ساخته شدن چنین فیلمی تنها از میل فیلمساز به تجربه گرایی نشات می گیرد و دلیل دیگری ندارد و احتمالا به اندازه گنگی و بی محتوایی نامش به یک شوخی شبیه است؛ فیلمی که نباید و نمی توان جدی اش گرفت.

بر خلاف نظر مخاطبانی که تبلیغات فیلم را فریبنده خطاب می کنند، به نظر من تبلیغات فیلم دروغی درباره ماهیت آن نمی گوید. شما با فیلمی شلوغ روبرو هستید؛ شخصیتهای متعددی که عملا کارکرد چندانی در فیلم ندارند، قهرمانان جوان و خوش چهره ای که به سادگی فیلمفارسیهای دهه 40 دل به یکدیگر می سپارند و وقایعی کاملا قابل پیش بینی که از همان تبلیغات پر سر و صدای فیلم نیز قابل حدس هستند. بنابراین مخاطب می تواند کاملا آگاهانه به تماشای فیلم برود و بداند با چه فیلمی روبرو است.

به شخصه مخالف ژانر کمدی نیستم و فکر می کنم یک کمدی قوی و ایده آل می تواند به مراتب تاثیر بیشتری از یک درام متوسط بگذارد، اما آن چه تا حدودی در رابطه با فیلم آخر حقیقی آزار دهنده می نماید، سردرگمیهای ساب ژانری فیلم است و این که فیلمساز مشخص نمی کند هدفش ساخت کدام گروه از فیلمهای کمدی بوده و به وضوح پیداست او هیچ حرف مهمی را قرار نیست در کالبد و قالب طنز به مخاطبش ارائه دهد.

50 کیلو آلبالو طنزی ساده دارد؛ داستان آن پر فراز و نشیب نیست و پیرنگ اصلی داستان آشنایی دو جوان است که ظاهرا هیچ نقطه ارتباطی با هم ندارند و یک اتفاق، سرنوشت آن دو را به هم گره می زند و همانطور که از همان ابتدا قابل پیش بینی است، در انتها نیز این آشنایی به عشق واقعی میان آنها ختم میشود.

فیلم، ریتم تندی دارد. مولفه های آشنای سینمای حقیقی (همچون علاقه اش به آبادان) در آن به چشم می خورند. شخصیتهای فیلم متعددند و گاهی حضور برخی هایشان هیچ کارکردی در فیلم ندارد. اتفاقات، عمدتا داستان را جلو می برند. روابط علی فیلم اصلا منطقی نیستند. فیلم آمیزه ای است از بازیگران متفاوت؛ متفاوت بدان معنا که در آن هم امید روحانی را می بینید، هم بازیگران طنزهای نود قسمتی تلویزیون، هم ستارگان قدیمی سینمای ایران، همچون افسانه بایگان و هم چهره های جدیدتری مانند هستی مهدوی فر.

همانطور که گفته شد، مانی حقیقی با ساخت 50 کیلو آلبالو قصد داشته است فضای سینمای تجاری را تجربه کند. حال این که موفق بوده به هدفش دست یابد یا نه را خودش باید بگوید، اما آنچه به عنوان تماشاگر یا شاید بهتر باشد بگوییم مخاطب فیلمهای او تعجب برانگیز است، خالی بودن فیلم او از هر گونه خلاقیتی است که شاید از این باور غلط در سینمای ایران نشات می گیرد که فیلم کمدی را نباید جدی گرفت. بنابراین عمده فیلمهای کمدی ایران با فیلمنامه هایی دم دستی و غیر قابل تحلیل ساخته میشوند! به بیانی، ساختار فیلمنامه این دست فیلمها به قدری آشفته و سطحی نگرانه است که اساسا قابلیت مورد تحلیل واقع شدن را نخواهند داشت و منتقدان برای تجزیه و تحلیل و نقد کمتر به سراغ چنین فیلمهایی می روند.

آنچه از مانی حقیقی انتظار می رود، این است که حتی برای یک کمدی، چارچوب و زیربنایی قدرتمندتر در نظر می گرفت، زیرا توقع مخاطب از سازنده یک پذیرایی ساده و اژدها وارد میشود آن است که حتی کمدیهایش با کمدیهای رایج و مصطلح سینمای ایران تفاوت داشته باشند. کاش حقیقی موقعیتهای داستانش را باورپذیرتر از آب در می آورد و از شوخیهای کلامی و دم دستی فاصله می گرفت. او در پنجاه کیلو آلبالو با بهره گیری از برخی اصول کمدیهای اسلپ استیک و برخی مولفه های کمدیهای رمانتیک هالیوودی، تمپوی سریع، دیالوگهای تند و کنایه دار و لوکیشنها و طراحی لباس پر زرق و برق قصد آنرا دارد که به زندگی پوچ طبقه مرفهی نزدیک شود که حتی عشق و ازدواج و مسائلی این چنین نیز برایشان نه تنها جدی نیست، بلکه کاملا راحت طلبانه درباره اش تصمیم می گیرند.

آنچه بدیهی است، کارگردانی خوب فیلم است. فیلمنامه دم دستی و ضعیف 50 کیلو آلبالو در اجرا خوب از آب در آمده است. کار، ریتم خود را حفظ می کند، تعقیب و گریزها، بزن و بکوبها، بازیهای یکدست و ... کارگردان را به فضای مطلوب خود نزدیک می کنند، اما حاصل کار به لحاظ محتوا و مضمون متاسفانه همچون نود درصد دیگر از کمدیهای ایران ضعیف و فاقد ارزش است.

سینما باید پر رونق باشد. ستارگان پر شمار 50 کیلو آلبالو می توانند به گیشه فیلم رونق و اعتبار بخشند و نمی توان ایرادی از این انتخاب گرفت، زیرا نه بازیگران مجبور به بازی در این فیلم بوده اند و نه حقیقی کسی را به زور سر کارش آورده، اما حقیقتا نقش فرهاد آئیش، نادر سلیمانی، مهران غفوریان، بهنوش بختیاری یا حتی ویشکا آسایش چه قدر در فیلم مهم و پیش برنده است؟ اگر بازیگرانی گمنام به جای آنان این نقشهای کوتاه را ایفا می کردند، نتیجه کار تا چه حد تفاوت می کرد؟ آیا حضور خیل عظیم ستارگان در فیلم تنها به صرف فروش بیشتر آن است؟

50 کیلو آلبالو فیلم خوبی نیست و دستکم من را به خنده نینداخت، اما اگر توانسته باشد به همان هدف اولیه خنداندن مخاطب دست پیدا کند، باز هم جای شکرش باقی است. امیدوارم از این پس میل چنین تجربه گراییهایی به سر حقیقی نزند تا شاهد فیلمهایی خوب و درخشان از او باشیم و نه شوخیهایی همچون 50 کیلو آلبالو.


نقدهای دیگر


تاریخ آخرین ویرایش صفحه: 16 مهر 1399, 15:34
- ویرایشگر: Adel.J

دسته بندی:  آرشیو نقد