نقد کوچه بی نام (1393)

فیلم کوچه بی نام

موارد همنام لبه تیغ

صفحه فیلم کوچه بی نام (1393)

عنوان: لبه تیغ
منبع: سایت بانی فیلم
تاریخ انتشار: 15 اسفند 1394 ش ساعت 15:41


نقد فیلم کوچه بی نام را در حالی می نویسم که هفت ماهگی آخرین ساخته هاتف علیمردانی در جشنواره به نمایش درآمده است و بازخوردهای متفاوتی میان اهالی مطبوعات داشته است. اگر بخواهیم دست به مقایسه دو فیلم بزنیم به جرات می توان گفت کوچه بی نام فیلم خوش ساخت تری نسبت به هفت ماهگی است.

فضای کارهای هاتف علیمردانی طبعا بی شباهت به یکدیگر نیستند. او عموما به سراغ قشر کاملا متوسط جامعه می رود. فیلمهایش پر پرسوناژ هستند. میزانسنهای فیلم پیچیده نیستند. دوربین در کارهای او بسیار پویاست و رازی در دل فیلمنامه نهفته است که پس از یک واقعه خود را نشان می دهد (در کوچه بی نام، پس از افتادن پسر فاطمه در چاه فاجعه اصلی یعنی سقوط هواپیما اتفاق می افتد و در هفت ماهگی بعد از زلزله، خبر تصادف رعنا به همسرش می رسد). این خوب است که کارگردان، مولفه هایی را برای کارهای خود در نظر می گیرد و می توان با توجه به این مشخصه ها، امضای کارگردان را پای کارش دید. با این حال، علیمردانی در هفت ماهگی عقب نشینی قابل توجهی نسبت به کوچه بی نام داشته است.

فیلمنامه کوچه بی نام فیلمنامه موجه تری است. گره درام سفت و محکم است. داستان در عین پیچیده بودنش رگه های ظریفی از طنز را در بردارد که بیشتر توسط شخصیت اصلی فیلم، محدثه (باران کوثری) ایجاد میشوند. با این حال، فیلمنامه کار در جاهایی لنگ می زند. مثلا در فصل گره گشایی درام، شاید بهتر آن بود که به جای آنکه راز پدر را از زبان خود او بشنویم به شکل دیگری این راز فاش میشد.

از طرف دیگر، وارد کردن مسلسل وار حوادث به فیلمنامه به آن ضربه می زند. به ناگاه همه چیز با هم اتفاق می افتد؛ در حالی که حمید (محمدرضا غفاری) گم شده، رابطه محدثه و بابک (امیر آقایی) به هم می خورد، راز به آن بزرگی برای محدثه فاش میشود، محدثه متحول میشود، قضیه به کما رفتن احترام (فرشته صدرعرفایی) مطرح میشود و مخاطب در میان خیل عظیم اتفاقات مات و مبهوت می ماند و تا یک بحران حل و فصل میشود، گره دیگری سر راهش قرار می گیرد.

جدا از عناصر درام، رویدادهای فیلمنامه باورپذیرند. نوع رابطه شخصیتها با یکدیگر خوب از آب درآمده است. فیلمساز با قشر و طبقه ای که به سراغش رفته به خوبی آشنایی دارد و با تسلط به تشریح روابط می پردازد. کار، فضاسازی خوبی دارد و فیلمساز در بطن کارش به معضلات آشنای اجتماعی توجه نشان داده است. دیالوگهای کار هم خوب از آب درآمده اند. نباید از یاد برد که درام قابلیت این را داشت که به راحتی به سمت و سوی کلیشه شدن پیش برود. کاراکتر باران کوثری با کوچکترین خطای کارگردانی و بازیگری می توانست کاملا به بیراهه رود و نقش، گل درشت از آب درآید اما این اتفاق نمی افتد و کارگردان و بازیگرش از لبه تیغ عبور می کنند.

بازیهای فیلم از نقاط برجسته کارند. در فیلمهای علیمردانی اصولا شاهد بازیهای خوبی از بازیگران هستیم، اما جالب است که همین بازیگران در هفت ماهگی نتوانسته اند به قدرت کوچه بی نام ظاهر شوند. باران کوثری برگ برنده فیلم است. بازی متفاوت او و نقش خاصش در فیلم نقشی مهم و پیشبردی در فیلم دارد. محدثه به عبارتی راوی داستان است. او در همه جا حضور دارد و روایت قرار است از زاویه دید او نقل شود که البته در جاهایی فیلمساز از این امر تخطی می کند؛ مثلا صحنه ای که احترام (فرشته صدرعرفایی) شکایت محدثه را پیش پدرش (فرهاد اصلانی) می کند.

بازی فرشته صدرعرفایی یکی از زیباترین بازیهای فیلم است. نقش متفاوت او و نوع رابطه اش با فرزندان و همسرش جای کار بسیاری به بازیگر داده است و عرفایی نیز به خوبی از این موقعیت استفاده می کند.

بازی دیگر بازیگران فیلم از جمله ملیسا ذاکری و فرهاد اصلانی نیز باورپذیر است. همچنین حضور کوتاه، اما تاثیرگذار ستاره پسیانی که تقابل زیبا و البته طنزآمیزی را با باران کوثری به وجود می آورد.

پانته آ بهرام (فروغ) می توانست بهتر از اینها باشد آن هم با نقش متفاوتی که به او محول شده است و با تمامی نقشهای قبلی او فرق می کند.

فیلمبرداری کار حرفه ای است و گاه حرکات حساب شده دوربین را از یادمان می برد که کار در فضای محدود آپارتمانی فیلمبرداری شده است.

طراحی صحنه و لباس کار به عقیده من به شدت به درآمدن نقشها کمک کرده است. همچنین طراحی خوب چهره پردازی ایمان امیدواری که یکی از بارزترین نقاط قوت فیلم است.

کوچه بی نام به باور من بهترین فیلم سازنده اش تا به امروز است. هاتف علیمردانی به طرز عجیبی مسیر بسیار پر فراز و نشیبی را در کارنامه خود طی می کند؛ در کارنامه او، انواع فیلمها دیده میشود، از فیلمهای ناامید کننده ای چون مردن به وقت شهریور گرفته تا فیلمهای متوسطش همچون به خاطر پونه و هفت ماهگی و در انتها فیلم امیدوار کننده کوچه بی نام، که شاید اگر فیلسماز همان مسیر را در ادامه راه فیلمسازی اش پی بگیرد بتواند به موفقیتهای بیشتری دست یابد و نام خود را به عنوان فیلمسازی خلاق مطرح کند.


نقدهای دیگر
؟


تاریخ آخرین ویرایش صفحه: 16 مهر 1399, 15:25
- ویرایشگر: Adel.J

دسته بندی:  آرشیو نقد