نقد شعله ور (1395) (1)

فیلم شعله ور

صفحه فیلم شعله ور (1395)

منبع: سایت بانی فیلم
تاریخ انتشار: 18 مهر 1397 ش ساعت 09:03
عنوان: ضد قهرمان منحصر به فرد


اصولا کم پیش آمده نظر کلی ام درباره یک فیلم، پس از تماشای مجدد آن تغییر کند. بدین معنا که اگر فیلمی را در جشنواره دیده باشم و آنرا در اکران عمومی دوباره تماشا کنم، شاید با دقت و ریزبینی بیشتری به آن بنگرم، اما در حقیقت نظر نهایی ام و امتیازی که به فیلم میدهم تغییر چندانی نمیکند. «شعله ور» اما از آن دست فیلمهایی بود که محاسبه همیشگی ام را به هم زد و تماشای دوباره اش نظرم را تا حد زیادی تغییر داد. در نقدی که بر این فیلم در زمان جشنواره فیلم فجر نوشته بودم «شعله ور» را یکی از ضعیفترین آثار حمید نعمت الله نامیدم، حال آنکه پس از تماشای دوباره فیلم در اکران عمومی اش باید حرف خود را پس بگیرم. همچنان بر این باور نیستم که «شعله ور» بهترین فیلم نعمت الله یا دستکم یکی از بهترین فیلمهای او است. در کارنامه باکیفیت این فیلمساز خوش قریحه، «شعله ور» یک فیلم متوسط به شمار می رود. اما اگر بدون در نظر گرفتن پیشینه و سابقه درخشان این فیلمساز تنها و تنها خود فیلم را مورد بررسی قرار دهیم و نام نعمت الله را از فیلم برداریم، قطعا می توان از آن به عنوان یکی از فیلمهای خوش ساخت و به عبارتی «متفاوت» سینمای ایران در چند سال اخیر نام برد.

نعمت الله در فیلمهایش معمولا مولفه های آشنایی دارد. چه به لحاظ مضمون، چه از منظر روایت و چه به لحاظ بصری که بیشتر این شاخصه ها در «شعله ور» هم دیده میشوند. تنهایی انسان، کشمکش او با خود و بررسی به شدت موشکافانه روابط انسانی؛ مضامینی هستند که در بیشتر فیلمهای نعمت الله خصوصا در دو فیلم آخرش، «رگ خواب» و «شعله ور» به وضوح دیده میشوند. میل به نمایش مکانهای ناب و بکر و طبیعت کمتر دیده شده و لوکیشنهای خاص (که بعضا ساخته میشوند) از دیگر ویژگیهایی است که در بیشتر فیلمهای نعمت الله قابل مشاهده است. به عنوان مثال کمپ کارگری فیلم «شعله ور» را در نظر بگیرید، یا ساختمان قدیمی و تک افتاده «رگ خواب» را. همچنین لوکیشنهای کلی تر به لحاظ جغرافیایی همچون لوکیشنهای «آرایش غلیظ» یا در «شعله ور» استان سیستان و بلوچستان، که شاید کمتر فیلمسازی به سراغشان رفته باشد. همان طنز تلخ یا شاید پوچی عامدانه دیگر فیلمهای نعمت الله اینجا هم در «شعله ور» دیده میشود و بی شک همین مولفه های آشنای همیشگی هستند که تماشای فیلمهای نعمت الله را برای مخاطبان و علاقه مندان او دوست داشتنی میکنند. نعمت الله در «شعله ور» دو عنصر «تضاد» و «تقابل» را کاملا پررنگ میکند و این تضادهای برنده نه تنها در متن اثر که در تصاویر و وجوه بصری آن نیز به چشم می آیند. اوج این تضادها (از منظر محتوایی)، در شخصیت پردازی کاراکترها دیده میشوند. شخصیت اصلی فیلم، فرید (امین حیایی)، نماد منحصر به فردی از یک انسان شکست خورده و در مقابلش مصطفی، سمبل موفقیت و پیروزی است. تقابل میان این دو فرد با تک تک وجوه شخصیتی جالبشان و خصوصیاتی که به موفقیت و عدم موفقیتشان انجامیده است، موتور محرک فیلم است. به لحاظ نشانه شناسانه نیز همان کمپ پا در هوا، نمایانگر موقعیت بحرانی زندگی فرید است. پا در هوایی محیط زندگی او در واقع به موقعیت متزلزل و عدم ثبات وی در زندگی نقب میزند. همچنین خشکی و بی آب و علفی محل استقرار فرید در مقابل به سامانی و «آب» که نام مصطفی به واسطه شغلش به آن گره خورده است، از دیگر وجوه جالب تضادآمیز کار هستند.

نکته جالبی که در بیشتر فیلمهای نعمت الله دیده میشود و از نظر من بسیار هم ستودنی و نوگرا است، قرار دادن قهرمانان شکست خورده در جایگاه شخصیت اصلی فیلمهایش است. در نظر بگیرید که در فیلمی شخصیت محور، همان شخصیت اصلی نیز کلکسیونی از اختلالات و امراض روانی، شکستها، سرخوردگیها، کامپلکسها و دیوانگیها باشد. تفاوت فرید «شعله ور» با مینای «رگ خواب» احتمالا در همین است که یک آدم بیرونی، مینا را به آن منجلاب می کشاند؛ اما در مورد فرید، این خود او است که به اضمحلال و فروپاشی خود جهت میدهد و نمی توان هیچ مقصر بیرونی ای را برای شکست وی متصور شد. فرید برخلاف بسیاری از قهرمانان تاریخ سینما (مثلا هامون) هیچ دگردیسی و تحولی را برای تغییر از موقعیت انسان خوب به انسان بد یا انسان قدرتمند به انسان ضعیف طی نمیکند، بلکه او از همان ابتدا یک موجود سرخورده و بیمار است که همین وجوه شخصیتی او آغازگر درام شده. همین نگرش باعث میشود نتوان به فرید عنوان «قهرمان» داد بلکه او بیشتر نمادی از یک «ضد قهرمان» است که با خلاقیت فیلمساز در جایگاه قهرمان فیلم قرار میگیرد و تا می تواند با بخل و کینه و سرخوردگی اش دست به تخریب و ایجاد بحرانهای پیچیده میزند. همین پرداخت درست و نامتعارف به قهرمان، منجر به آن شده است که به رغم بسیاری از حفره های فیلمنامه؛ مخاطب بتواند «شعله ور» را بدون احساس کسالت یا بی کششی دنبال کند.

همچنان مدعی هستم که «شعله ور» می توانست فیلمنامه بهتری داشته باشد، عناصر علت و معلولی آن منطقی تر در کار لحاظ شوند و فیلمنامه از سطح متوسط به سطح خوب و عالی برسد. اما همین خلاقیتها و نوآوریهای آن، در کنار کارگردانی بی عیب و نقص نعمت الله و اجرای قوی کار به لحاظ فیلمبرداری، تدوین، طراحی صحنه و لباس و دیگر ارکان چون صدابرداری و صداگذاری خوب و صد البته بازیهای درخشان تک تک بازیگران از امین حیایی گرفته تا زری خوشکام و دارا حیایی و مژگان صابری منجر به آن شده است که نقصانهای روایی کار، آن قدرها به چشم نیاید و به جهت هماهنگی نسبی فرم و محتوا، «شعله ور» به فیلمی استاندارد اما جذاب بدل شود.

«نریشن» از دیگر مولفه های مورد علاقه نعمت الله در فیلمهایش هست که «شعله ور» هم از آن بی بهره نیست. اساسا گمان میکنم نریشن در فیلمهای شخصیت محور، تمهید مناسبی برای انتقال دغدغه های ذهنی و ناگفته های شخصیت اصلی به مخاطب است، آن هم در مواردی که فیلمنامه دچار عدم تعدد شخصیت و عدم بروز غافلگیریهای متعدد است. بنابراین گفتار ذهنی شخصیت اصلی می تواند منجر به همذات پنداری بیشتر مخاطب با او شود.


تاریخ آخرین ویرایش صفحه: 9 آذر 1398, 19:29
- ویرایشگر: Adel.J

دسته بندی:  آرشیو نقد