نقد من سالوادور نیستم (1394) (1)

فیلم من سالوادور نیستم

صفحه فیلم من سالوادور نیستم (1394)

نویسنده: محمود نامی
منبع: سایت سلام سینما
عنوان: سالوادور یعنی چه؟


فیلم "من سالوادور نیستم" قبل از آنکه از زاویه نگاه سینمایی مورد توجه قرار گیرد، باید از زاویه روانشناختی جامعه و بالتبع جامعه شناسی مورد نقد و بررسی باشد. فیلم فاقد مولفه های شناخته شده ژانرهای مختلف تعریف شده در سینما است و اصولا مشخص نیست که در چه ژانری ساخته شده است. اما آنچه مشهود است اینکه، تهیه کنندگان فیلم بر این باور بوده اند که جامعه ایران، به دلیل محدودیتهای موجود، دچار نقصان و عقده نسبت به برخی مسائل و موضوعات چون بی حجابی، رقص، تفریح، خنده، تماشای سواحل خارج از کشور و دیدن فضاها و مناظر زیبای شهری و لوکیشنهای متفاوت در خارج از کشور است؛ که به بهانه یک سفر مجانی می توان فیلمی در این رابطه ساخت و با شگردها و حقه هایی که در آنونس تبلیغاتی فیلم به کار گرفته میشود، ساکنین چنین جامعه ای را به سالن سینما کشاند و رکوردشکنی کرد. متاسفانه فروش بالای فیلم، از صحت درستی چنین اندیشه ای حکایت دارد. اینکه چرا جامعه ما به اینجا رسیده است، موضوعی است که باید جامعه شناسان نسبت به آن پاسخ دهند. سوالی که اینجا هست اینکه تهیه کننده و کارگردان و علی الخصوص رضا عطاران که مردم، فیلم را بیشتر به نام او می شناسند؛ با تماشاچی نه چندان راضی از سالن سینما خارج شده، که عین فریب خورده ها می مانند، چه خواهند کرد. آیا این نمی تواند، آغازی بر کاهش اعتماد به عطاران و کارهای او باشد؟ این گونه فیلمنامه های یکبار مصرف می توانند، ضرر و زیان زیادی به باور و اعتماد عمومی نسبت به عوامل تهیه فیلم و عطاران به عنوان یک هنرمند مردمی که طبعا نقشی فراتر از یک بازیگر دارد؛ بزنند. که با هیچ چیز دیگری قابل جبران نخواهد بود. حداقل ضرر چنین فیلمهایی برای عطاران این خواهد بود که تماشاچی بعد از این برای دیدن فیلمهای او، گول آنونسهای تبلیغاتی را نخورده و با مطالعه و استماع نظر بینندگان فیلم، برای دیدن آن تصمیم خواهد گرفت.

در راستای اندیشه فوق است که عجله برای ساخت فیلم، امکان نگارش یک فیلمنامه قوی را از آن گرفته و در نتیجه، فیلمنامه چنان ضعیف از آب درآمده، که در مقایسه با فیلمهای هندی، باید به آنها صد آفرین گفت.

"من سالوادور نیستم" را باید کپی فیلم "یک اصفهانی در سرزمین هیتلر" دانست. فیلم نصرت الله وحدت و مرحوم اصغر سمسارزاده، لوکیشن را فدای داستان میکند و لذا با حفظ زیباییهای مونیخ، فیلمی زیبا از آب در می آید که تماشاچی را تا آخر با خود همراه میکند. اما فیلم عطاران داستان را فدای لوکیشن میکند و سعی دارد به تماشاچی بلا نسبت ندید بدید ایرانی، که شاید هم به خاطر دیدن همین صحنه ها است که به سینما رفته، چیزهایی را به رخ بکشد که بهتر از آنها در ایران وجود دارند؛ اما امکان نمایش عمومی نمی یابند. که من به آن زیباییهای پنهان میگویم. وارد معقولات نشویم.

مقایسه رقص "بابا کرم" وحدت، با ترفندی که برای نواختن ترانه بابا کرم به کار می برد با رقص مزخرف "تربت سامبا"ی عطاران که بنا بر درخواست مادربزرگ از داماد بیمار!! خود انجام میگیرد؛ عیار دو فیلم را کاملا مشخص میکند. فیلم وحدت در نشان دادن صحنه هایی از جامعه آزاد آن روز آلمان غربی با اینکه جامعه ایرانی همچنان نیمه شهری و مذهبی بود، به کوچکترین خودسانسوری و ... متوسل نمیشود. اما فیلم عطاران که اتفاقا آن هم با هدف نشان دادن بخشی از آزادیهای اجتماعی در برزیل ساخته شده است (البته با نگاه به گیشه) آنقدر صداقت ندارد تا کمی از خودسانسوری عبور [کند] و گوشه ای از واقعیات را همچون فیلم "یک اصفهانی در سرزمین هیتلر" به معرض نمایش بگذارد. دوربین در این فیلم در فضاهایی می چرخد که فقط بچه ها حضور دارند. باغ وحش، شهر بازی، آکادمی فوتبال و حتی صحنه ای نیز که از آنجل [کارول ویدوتی] در حین آموزش فوتبال به بچه ها پخش میشود، با کادر بسته فیلمبرداری میشود که مبادا کسی در ایران شلوار گرمکن ورزشی وی را ببیند؟ جالبتر از همه اینکه، وقتی الهام (یکتا ناصر) از مادربزرگ محتویات سوپ را می پرسد، وی به انگلیسی اولین چیزی که میگوید، وجود شراب در آن است، ولی تهیه کننده که تماشاچی را بی سواد فرض کرده؛ در زیرنویس از آوردن کلمه شراب خودداری میکند!!! شاید تهیه کننده ترسیده است به خاطر این کلمه، فیلم نیز مثل سایتهای اینترنتی فیلتر شود؟؟؟!!!

در این فیلم نیز مثل فیلم "فرش قرمز [رد کارپت]"، ایرانی مقیم خارج؛ دروغگو و کلاهبردار معرفی میشود. توهین به ایرانیان مقیم خارج از کشور، در فیلمهای عطاران به تدریج مرسوم میشود؟ آیا کسی از علت این امر خبر دارد؟

شیخ بازی و ادای بچه مذهبیها را در آوردن از سوی عطاران نیز، از آن حرفها است. نگارنده [منظور نویسنده نقد است] که نزدیک 20 سال در کشورهای مختلف زندگی کرده است، هیچگاه [به] جز از مامورین دولتی که به دلیل اجبار، برخی از مسائل را رعایت میکردند؛ از ایرانیان مسافر، هیچگاه چنین رفتارهایی را مشاهده نکرده بود. دکتر علی شریعتی در کتاب "بازگشت به خویشتن خویش" می نویسد: دخترهای ایرانی در ایران از ماهی نر خانه خود رو میگیرند، ولی همینها وقتی به خارج می آیند، از اتباع این کشورها در بی حجابی و حضور در مراکز خاص تفریحی و ... پیشی میگیرند. این واقعیت جامعه ما است آقای عطاران.

در هر صورت برای مردمی که با هزاران مشکل مادی، معنوی، کاری و خانوادگی پای ماهواره می نشینند و با دیدن مستند "خانه های رویایی" گرفتاریهای خود را فراموش [میکنند] و از آن حظ می برند؛ با تمامی احترامی که به عطاران قائل هستم، باید گفت که چرا وی با نمایشی مشابه، از این موضوع استفاده و جیب خود و تهیه کنندگان را پر نکند؟ اما برادر، این فقط یک بار شدنی است، مطمئن باش بار دومی در کار نخواهد بود. این ضرب المثل آویزه گوشت باشد: "مسلمان از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشود".

فیلم از لحاظ ساختاری، فیلمنامه، فیلمبرداری، انطباق وسایل داخل اتاق محل فیلمبرداری با وسایل اتاق یک هتل لوکس چند ستاره و ... مشکل دارد. اما چون قرار شد زاویه نگاه به آن متفاوت باشد از پرداختن به آنها در این مقال خودداری میشود.


تاریخ آخرین ویرایش صفحه: 24 اسفند 1398, 11:32
- ویرایشگر: Adel.J

دسته بندی:  آرشیو نقد