نقد نقطه کور (1394)

فیلم نقطه کور

صفحه فیلم نقطه کور (1394)

عنوان: شکست محاسبات گلستانه
نویسنده: محمود نامی
منبع: سایت سلام سینما
تاریخ انتشار: ؟


نقطه کور قبل از اینکه معرف فیلمی با امضای سازنده آن باشد، معرف نقطه کور سینمای ایران یعنی فیلمنامه های ضعیف و تکراری است، سینمایی که دچار تکرار و بی مایگی شده و در این میان متاسفانه برخی از کارگردانان محترم کشورمان، همچنان بر این گمان باقی مانده اند که از دل این بی مایگی می توان شاهکار عرضه نمود و خودی نشان داد.

نقطه کور که ظاهرا اسم خود را از معمای موجود در فیلم گرفته است، سعی میکند تا با ورود به لایه های زیرین جامعه، با استفاده از موقعیت شغلی و خانوادگی خسرو (محمدرضا فروتن) تصویری مغشوش از آنرا ارائه نماید. اتفاقی که قبل از این در بسیاری دیگر از فیلمهای کشورمان، چون زیر پوست شهر، عصر یخبندان، سعادت آباد، قرمز و ... روی داده بود.

مهدی گلستانه به وضوح روشن است که سعی دارد خود را به عنوان کارگردانی روشنفکر (که دردهای جامعه را می فهمد) معرفی [کند] و فیلمی در حد فیلمهای اصغر فرهادی بسازد، اما فیلم وی به دلیل تکراری بودن موضوعات مطروحه در آن، فیلمنامه ضعیف، بازی ضعیف تر بازیگران و استفاده از بازیگران سفارشی، فیلمی به غایت ضعیف و معمولی از آب در می آید که برخلاف فیلمهای فرهادی، نه در اینجا مخاطب پیدا خواهد کرد و نه به درد آن طرف آب خواهد خورد.

کارگردان در این فیلم روی نقاط خوبی دست گذاشته است. فقر، فحشا، بی اعتمادی، طلاق، مشکلات خانوادگی، معیشت، بچه های طلاق، ماهواره، عرق خوری، فاطما گل، دروغ و ... که هر کدام از این عناصر به تنهایی می توانند موضوع یک فیلم سینمایی مستقل قرار گیرند، اما وی از یک موضوع مهمتر غافل مانده و آن اینکه، همه اینها؛ از جمله موضوعات عادی جامعه پریشان ما شده و تماشاچی اگر خود با همه آنها نیز درگیر نباشد، در طول روز، حداقل با بخشی از آنها روبرو است. لذا این مفاهیم کشش و جذابیتی برای او ایجاد نمیکنند، حتی تهمت فحشا به ناهید [هانیه توسلی]، کتک خوردن و مظلومیت او نیز حسی را بر نمی انگیزد!؟ اگر زیر پوست شهر و عصر یخبندان با ارائه این موضوعات و مفاهیم، فیلمهای موفقی از آب درآمدند، علت؛ نوع پرداخت به موضوع و جسارت کارگردان، نه در ارائه شکلی موضوع؛ که در ارائه محتوایی آن بوده است. گلستانه در نقطه کور حتی در ارائه شکلی موضوع نیز دچار تکراری غیر قابل باور میشود و در نتیجه برای رسیدن به هدف، دست به تبلیغ بدآموزی میزند و یک زن بیگناه، مادری با ناموس، با 3 فرزند که با همه مشکلات زندگی ساخته بود را قربانی کار خود می نماید. که در نهایت نفرت و خشم ناشی از این کار، نه به خسرو که به مهدی بر میگردد.

گلستانه گمان برده است، که طرح نکاتی چون کانال جم را کجا میگیرید، تظاهر به عرق خوری و عریان ساختن فحشای زنان و شوهران مطلقه و ... جسارت است، در حالی که باید به ایشان گفت: جسارت، به تصویر کشیدن خواب و خروپف حیدر بادیگارد، در زمان اعلام مرگ معاون رئیس جمهور بوده است. جامعه امروز ما به دلیل گستردگی شبکه های اجتماعی (که به آگاهی روزافزون ملت منجر شده) زبان، ادبیات و هنر از نوع دیگر را جستجو میکند؛ چرا که خود مولف شده است. لذا از آنان با مفاهیمی که گلستانه عرضه میکند، نمی توان انتظار کف و سوت داشت.

فیلم گلستانه با شرحی که رفت، در نتیجه به فیلمی فاقد پیام و ارزش تبدیل میشود. اگر بازی زیبا و در خور توجه ناهید و نادر (محسن کیایی) که با ایجاد موقعیتهای طنز، کشش لازم را برای دیدن ادامه این فیلم خسته کننده به وجود می آورند، بگذریم؛ فیلم حرفی برای گفتن ندارد. کما اینکه با خروج نادر از روند داستان، فیلم عملا پایان می پذیرد و کارگردان هم که نتوانسته، ادامه ای برای داستان فیلم خود (که همانند یک تئاتر، کل حوادث آن در یک خانه و محیط بسته شکل گرفته) بیابد؛ سر و ته فیلم را سریعا هم می آورد.

فیلم، پر است از اتفاقات و رویدادهای بدآموز برای کودکان و نوجوانان، شکل گرفتن زندگیها با دروغ، آموزش دروغ گویی به بچه ها، ایراد اتهام فساد به مادر در مقابل آنان، کتک خوردن مادر، فحشای پدر و مادر بچه های طلاق، تلاش برای مشروب خوری، دوست پسر بازی نسترن [خاطره اسدی] خواهر ناهید، کشیدن مرتب سیگار توسط فروتن و نمایش اوضاع پریشان خانواده ها و ... . کارگردان بدون توجه به تبعات ناشی از نمایش عمومی آن، فقط و فقط به ارائه اثری جشنواره پسند اندیشیده است، که به نظر نگارنده، در نمایش عمومی فیلم، این موضوعات باید ملحوظ و نمایش آن برای گروه سنی بالای 12 سال در نظر گرفته شود تا به روان پریشی بیش از این جامعه و علی الخصوص نسل جوان آن نیانجامد.

مهدی گلستانه در هر حال سعی کرده است که چهره عریان جامعه را به تصویر بکشد، ولی بضاعت وی بیش از این نبوده است. او هر چقدر موضوعات را عریان تر نشان داد، تماشاچی خود را از کارگردان جلوتر دید و این نقطه کور و شکست محاسبات گلستانه بوده است. این امر، فیلم گلستانه را به کاریکاتوری از فیلمهای کارگردانان جسور کشورمان تبدیل نمود و در نتیجه فیلم نه تنها با تماشاچی ارتباط برقرار ننمود، بلکه حسی را نیز بر نیانگیخت، ترحمی ایجاد نکرد، نفرت از خسرو به کسی دست نداد و فیلم در نهایت موفق به ایجاد حس همذات پنداری با تماشاگر (که لازمه موفقیت فیلمهای درام است) نگردید.


نقدهای دیگر
؟


تاریخ آخرین ویرایش صفحه: 12 تیر 1399, 11:23
- ویرایشگر: Adel.J

دسته بندی:  آرشیو نقد