نقد قاتل اهلی (1395)

فیلم قاتل اهلی

صفحه فیلم قاتل اهلی (1395)

عنوان: کیو کیو بنگ بنگ
نویسنده: محمود نامی
منبع: سایت سلام سینما
تاریخ انتشار: ؟


"مسعود جان، اورکت آمریکایی سبز رنگ روزهای ابتدای پیروزی انقلاب را از تن خود بیرون بیار، انقلاب خیلی وقت است که به پایان رسیده است."

وقتی پای فیلمی، امضای مسعود کیمیایی باشد، طبعا هم تماشاچیان خود را خواهد داشت، هم معتقدین و هم منتقدینش را، پیرامون "قاتل اهلی"، نقدهای مختلفی نوشته شده که عموما بر نگاه سینمایی متکی بوده است، در اینجا سعی میشود با پرهیز از ایراد شکلی به فیلم، که متاسفانه کم هم نبوده است، فیلم مذکور صرفا از زاویه نگاه اجتماعی و سیاسی مورد توجه و نقد و بررسی قرار گیرد.

مسعود کیمیایی سعی دارد در هفتاد و شش سالگی خود، فیلمی سیاسی بسازد که به مثابه یک مانیفست، ضمیمه سوابق و کارنامه قبلی وی گردد تا در آینده، مورد قضاوت تاریخ قرار گیرد، اما چون از نظر ذهنی، همچنان در گذشته سیر می کند، در شناخت زمان و تحولات ناشی از آن، دچار مشکل میشود و در نتیجه با تکیه به ابزارها و شکل و فرم کارهای قبلی، در رسیدن به چنین هدفی ناکام می ماند.

کیمیایی همچنان در دوره شاملو، حبیب، داریوش، قیصر، هزار دستان و ... به سر می برد و در پی همان شخصیتها و مفاهیمی است که گوگوش در "کیو، کیو، بنگ بنگ" به دنبال آنها بوده است. برای یک خواننده دور از وطن، باقی ماندن و سیر در چنین عالمی عیب نیست، اما برای کیمیایی که در ایران زندگی می کند و در بطن حوادث و اتفاقات ریز و درشت جامعه قرار دارد، باقی ماندن در بستر اتفاقات گذشته، به معنی عدم درک و شناخت از جامعه، سیاست و اتفاقات حول آن تلقی میشود که برازنده نیست. استاد کیمیایی باید تا کنون به این رسیده باشد که دیگر "قاتل اهلی" وجود ندارد، چون چاقو هیچگاه دسته خود را نمی برد، بلکه ما با "ملت اهلی" روبرو هستیم؟!

در شرایطی که شبکه های اجتماعی غوغا می کنند، دفتر رسانه، به خانه ها نقل مکان کرده و روزنامه دیگر اهمیت خود را از دست داده است، کیمیایی باز در همان حال و هوای دهه 60، بر این گمان است که صفحه ای از روزنامه همچنان می تواند با تطمیع و تهدید تغییر یافته و تاثیرگذار گردد؟! کیمیایی نمی تواند، باور کند که اگر روزی، تک آهنگ بوی گندم "داریوش"، سبیل پر پشت "قدرت"، دشنه "داش آکل" و تیغ تیز "قیصر"، در نسل جوان، انقلاب ایجاد می کرد؛ اکنون صدها آهنگ و متن و نوشته و فیلم و کلیپ که روزانه از طریق تلگرام دست به دست میشوند، قدرت بلند کردن "سید رسول" کمر خمیده، از جای خود را هم ندارند، چه برسد به اینکه در او تحول هم ایجاد کنند؟!، چرا که نسل جوان، همان گونه که استاد نیز خود معترف است، دغدغه هایش عوض شده و به دنبال ماجراجویی و انقلاب نیست. مسعود جان، دوره تاثیرگذاری شعر و کتاب و ترانه و فیلم و روزنامه و ... گذشته است. دوره چریک بازی به سر آمده است؟!

در فضایی که ملت بدون فوت وقت و در حداقل زمان ممکن، از طریق شبکه های اجتماعی، از اخبار و اطلاعات دست اول، اطلاع حاصل می کند، ساختن فیلم سیاسی بر اساس موضوع پیش پا افتاده و عادی مطروحه در "قاتل اهلی"، مثال انداختن سوزن در انبار کاه است؟! "قاتل اهلی" به اعلامیه دست نویسی می ماند که همواره مخاطبین اندکی داشته است، موضوعاتی چون قاچاق داروهای تقلبی، پولشویی، دزدی، اختلاس، پول نفت، دست اندازی به بیت المال، سفره انقلاب و ... چنان عادی و روزمره شده اند که دیگر کسی از شنیدن خبرهای حول آنها دچار شگفتی نمیشود؟! جناب کیمیایی، برادر مسعود، مفهوم سیاست در ایران، خیلی وقت است که عوض شده است؟! اما یک نسل، همچنان شبیه زندانیان نمایش "حصار در حصار" مخملباف باقی مانده است. اگر چه باور کردن موضوع چندان هم راحت نیست.

کیمیایی عزیز، دوره خونریزی و خون بازی تمام شده است، نسل جدید از ریخته شدن خون، زالو و زالو صفتان بیزار و فراری است. برادر، این قدر خون روی زمین نپاش، کسی نیست که آنرا جمع کند؟!

نسل گذشته که خوب می داند چه کرده است، اکنون صرفا به تماشای نتیجه عمل خود نشسته؛ و نسل جدید هم که خودت گفتی، دغدغه هایش چیز دیگری است. آنها بیش از آنکه بخواهند، به دنبال مبارزه سیاسی باشند، به دنبال پیگیری دزدی و فساد و ... این و آن باشند، به دنبال انقلاب باشند، دنباله رو چگوارا و صمد بهرنگی و شاملو و کیان و کمان باشند؛ به دنبال به هم نخوردن کنسرت خود هستند؟! آنها خیلی زودتر از اینها، سیاست را سه طلاقه کرده اند.

بهمن (پولاد کیمیایی): "ما می خواهیم بدون سیاسی بازی، آینده خودمان را بسازیم".

نسل جدید به دنبال دروغ نیست، دنبال نفاق و دورویی نیست، صداقت دارد، رک گو است، دنبال تجارت کثیف و پولشویی و ... نیست، راه خود را شناخته و به دنبال گرفتن دست یکدیگر، زندگی آرام و با عشق و علاقه است. در این میان، تو هنوز نتوانسته ای حصار دور خود را بشکنی، تا تکلیف خودت را با خودت برای همیشه مشخص بکنی؟ لذا همچنان در 40 سال پیش قدم می زنی، نمی خواهی و یا نمی توانی باور کنی که زمانه عوض شده است؟!

دوره زدن رگ در حمام و یا اکنون که مدرنتر شده ایم در سونا، گذشته است. اورکت آمریکایی سبز رنگ روزهای ابتدای پیروزی انقلاب را از تن خود بیرون بیار، دیگر زمان گرفتن ژست انقلابی نیست، انقلاب خیلی وقت است که به پایان رسیده است؟! برای نسلی که با بحران هویت روبرو است، سخن از انقلاب گفتن، عبث و بیهوده است، دنبال انقلابی خوب و بد بودن خطاست، تو برای این نسل می خواهی قیصر را زنده کنی؟! نه، به قیصر دیگر خیانت نکن، بگذار او برای همیشه تاریخ، برای نسل من و تو باقی بماند، همان گونه که بهروز باقی خواهد ماند، همان گونه که مردی و عیاری باقی خواهد ماند، در خانه ای که به قول خودت ترک برداشته است؟!

ای کاش رگه های تغییر در این فیلم سیاسی، چون تبلیغ برای سایپا، رستوران ایتالیایی ...، رستوران فرانسوی ... که علی الاصول نمی بایست در چنین فیلمی جایی داشته باشند، جای خود را به تغییر در مسعود کیمیایی می داد. مسعود جان، اگر می خواهی فیلم سیاسی بسازی، "سرب 2" را با محوریت ایرانی مهاجر آواره بساز؟! موضوعات پیش پا افتاده ای چون "قاتل اهلی" را رها کن، چشم و گوش همه از این گونه اتفاقات پر است، دیگر کسی تمایلی به شنیدن خبر و دیدن فیلم "قاتلان اهلی" ندارد.

کیمیایی در "قاتل اهلی" می خواهد پرده را کمی بالا بزند تا روابط و اتفاقات مافیایی حاکم بر سیاست، اقتصاد و فرهنگ را بر ملا سازد، اما چون در ارائه مفاهیم و نمونه ها و شخصیت سازی با محدودیت و ممیزی روبرو است، در نتیجه عملا دست بسته عمل می کند و موفق به ارائه یک اثر ماندگار نمیشود. با اجازه استاد به این، باید بازی ضعیف بازیگران، ضعف لوکیشنها، ضعف فیلمبرداری و ... را نیز اضافه نمود.

برای استاد مسعود کیمیایی عزیز آرزوی سلامتی و بهروزی دارم ...


نقدهای دیگر
؟


تاریخ آخرین ویرایش صفحه: 2 شهریور 1399, 20:22
- ویرایشگر: Adel.J

دسته بندی:  آرشیو نقد