نقد محمد رسول الله (1393)

فیلم محمد رسول الله

صفحه فیلم محمد رسول الله (1393)

عنوان: میلاد نور
نویسنده: محمود نامی
منبع: سایت سلام سینما
تاریخ انتشار: ؟


با توجه به تبلیغات گسترده و سرسام آور فیلم (حضرت) محمد رسول الله که بر متفاوت و تاریخی بودن این فیلم تاکید داشته است، نگارنده خود را آماده کرده بود تا این بار بر خلاف همیشه، نه نقدی حاوی بررسی نکات فنی و سینمایی، که نقدی بر آمده از چشم دل در مقام ستایش از فیلم و تکریم شاهکار خلقت و آفرینش به رشته تحریر در آورد، اما متاسفانه با دیدن فیلم، ذهنیت شکل گرفته، به یکباره رنگ باخت و افسوس به فرصت از دست رفته، سرمایه تلف شده، وقت بسیار صرف شده، عشق و علاقه به کار رفته و ... جای خود را با آن عوض نمود.

فیلم مجیدی بیش از آنچه که تصور میشود، متوسط از آب در آمده است. فیلم دارای اشکالات اساسی است که در نقدهای متعدد منتشره توسط منتقدین محترم، به آنها اشاره شده است، لذا در اینجا نیازی به تکرار دیده نمیشود. نقد حاضر سعی خواهد کرد از زوایای دیگری فیلم را مورد بررسی قرار دهد.

فیلم آن گونه که گفته شده است با هدف تاثیرگذاری جهانی و در جهت ایجاد دریچه جدیدی برای نگاه به دین مبین اسلام، واقعیتهای پیرامون آن و فرستاده خدا پیامبر رحمت و امت، ساخته شده است، مثل تمامی فیلمهای سفارشی که در اغلب کشورها تولید میشوند و حتی هالیوود نیز هیچگاه از آن بی نصیب نبوده است. بودجه عظیمی پشت تولید این فیلم خوابیده بود که در تاریخ ایران، برای اولین بار و برای یک پروژه سینمایی، چنین اتفاقی روی می داد که نشان دهنده تلاش و جدیت تولید کنندگان آن، برای تولید چنین فیلمی بوده است. اما اینکه این فیلم توانسته است در جهت خواسته سازندگان آن عمل کند و یا اینکه در آینده به تشتت آرا و افکار در میان پیروان ادیان و مذاهب خواهد انجامید، موضوعی است که در دراز مدت مشخص خواهد شد.

اولین نکته و ضعف بزرگ فیلم، همانا فیلمنامه آن است که باعث شد تا فیلم تهیه شده، بسیاری از مولفه های اصلی یک فیلم سینمایی را در بر نداشته باشد. فیلمنامه نوشته شده که یقینا عوامل و عناصر متعددی در نگارش و طراحی آن دست داشته اند، داستان فیلم را به شکلی پیش برده است که با بزرگنمایی تلاش قوم یهود برای یافتن و قتل پیامبر، عملا روند فیلم را از ابتدا تا انتها در مسیر تقابل اسلام و یهود قرار داده است. این در حالی است که قرار بود، فیلم با پخش جهانی، منادی وحدت در میان مسلمانان و تاثیرگذار بر اذهان پیروان سایر ادیان باشد. اما نکته مهمتر اینکه، بر خلاف یهود، نویسندگان فیلمنامه، مسیحیت را در این فیلم به اسلام بسیار نزدیک جلوه داده و مسیحیان را به صراحت تمام، تا حد نجات دهنده پیامبر از مرگ معرفی نموده اند!

فیلمنامه به گونه ای نوشته شده است که به فیلم بیش از آنکه شکل یک اثر سینمایی بدهد، شکل روایتی مستند گونه از تاریخ صدر اسلام را داده است، این فیلمنامه برای ساخت سریالی نظیر سریالهای قبلی ساخته شده در کشور چون امام علی، مختارنامه، مریم مقدس و ... بیش از یک فیلم سینمایی مناسب بوده است.

دومین نکته، دیالوگهای بر آمده از فیلمنامه است که شکل وعظ و موعظه پیدا کرده است که این هم می تواند ناشی از نگارش آن توسط عوامل مختلف باشد. دیالوگها فاقد ادبیات فاخر هستند و به وضوح مشخص است که نگاه ادبی بر نگارش فیلمنامه حاکم نبوده است که این خود جز نقطه ضعفهای مهم ساخت این فیلم (که می توانست در صورت رعایت نکات کلیدی در نگارش فیلمنامه، حتی از آن به عنوان یک اثر نام برده شود) به شمار می رود. در برخی از قسمتهای فیلم، ادبیات محاوره ای، شکل کوچه بازاری پیدا می کند که برای چنین فیلمی به شدت سخیف جلوه می کند.

موسیقی متن فیلم از جهات مختلف آزار دهنده است. در برخی از صحنه ها، موسیقی در خدمت فیلم نیست و در برخی دیگر، موسیقی مقدم بر فیلم است، در صحنه های درگیری دو سه نفر با هم، سالن سینما چنان از صدای چکاچک شمشیرها به لرزه در می آید که انگار دو لشکر با هزاران نفر سرباز در حال درگیری هستند، این نکته برای آنهایی که به حداقلی از افکتهای صوتی آشنا هستند، کاملا غلو آمیز و آزار دهنده جلوه می کند، ضمن اینکه موسیقی متن فیلم در مهمترین سکانسهای آن که شکل و شمایل عرفانی دارند، رنگ کلیسایی به خود می گیرد و از عناصر موسیقی اصیل شرقی به دور می افتد که این نیز خود به شدت آزار دهنده است. علت این امر، طبعا ناشی از سپردن ساخت موسیقی فیلم به یک موزیسین خارجی (موریس ژار) است که نتیجه همان میشود که نباید بشود.

در زمینه انتخاب بازیگر، مجیدی حداقل در مورد انتخاب مینا ساداتی و محسن تنابنده دچار اشتباه جدی شده است. وی دو نقش مهم و کلیدی فیلم را به کسانی سپرده است که در نقطه مقابل باورپذیری مردم قرار دارد. هدف مجیدی از انتخاب مینا ساداتی، بخشیدن چهره مقدس به حضرت آمنه بوده است، مجیدی سعی داشت تا نقش شبنم قلی خانی در مریم مقدس را در این فیلم از طریق مینا ساداتی تکرار نماید، اما مینا ساداتی علیرغم اینکه نشان داده است، هنرمند قابلی است در این فیلم به خوبی از عهده کار بر نمی آید. ساداتی اولا از چهره مناسب برای این نقش برخوردار نبود، ثانیا به دلیل همزمانی پخش سریال "تنهایی لیلا" با اکران فیلم محمد رسول الله، وی در نقش دیگری برای مردم جا افتاده بود که باورپذیری نقش آمنه توسط وی را برای آنها مشکل می نمود. فرج الله سلحشور همزمان با ساخت سریال یوسف پیامبر، مصطفی زمانی را از حضور در هر گونه فیلم و سریال تا پایان آن سریال منع کرده بود که این کار باعث شد تا مصطفی زمانی فقط یوزارسیف باشد. اما بازی مینا ساداتی در سریال "تنهایی لیلا" و فیلمهای متعدد دیگر، همزمان با ساخت محمد رسول الله، لطمه جدی به نقش آمنه توسط وی حداقل برای مخاطب ایرانی فیلم وارد کرد. در مورد محسن تنابنده اما موضوع فرق می کند، سپردن نقش بسیار جدی مهمترین دشمن پیامبر که متاسفانه فیلم نیز بر اساس تقابل وی و پیروان مذهبش با محمد شکل گرفته و در طول فیلم به صورت قاتل بالفطره معرفی میشود، برای فردی که بیشتر با سریال طنز پایتخت شناخته شده است، لطمه اساسی به فیلم وارد کرده است.

نکته بعد نشان داده شدن و تکلم حضرت پیامبر، به جز چهره منور ایشان است. موضوعی که بیشترین واکنشها و هجمه علیه فیلم را باعث شده است. بدون توجه به نگاه مخالفین چه داخلی و چه خارجی نسبت به موضوع، کاش مجیدی دست به این کار نمی زد. خاطره ای نقل میشود: در سالهای اقامت نگارنده در پاریس، امکانی فراهم آمد تا دو نفر از دوستان، از یک بخش کاملا ایزوله در موزه لوور، که مهمترین آثار به جای مانده از تاریخ بشر در آن نگهداری میشود و ورود به آن بخش برای هر کسی امکانپذیر نمی باشد، بازدید به عمل آورند. در این قسمت تصویری منتسب به امام حسین نگهداری میشود که بنا به گفته مسئول بخش، قدمت آن به بیش از 1200 سال می رسد. وی نشانه اصالت تابلو را، روغن کاری نشدن 4 قسمت کوچک روی اثر اعلام کرد و گفت: در هر 400 سال یک بار، تابلو برای حفظ و نگهداری روغن کاری شده است اما برای حفظ اصالت آن، همواره بخشی از یک گوشه تابلو روغن کاری نشده تا صحت تهیه تابلو در 1200 سال قبل و روغن کاری آن در هر 400 سال یکبار، برای متخصصین محفوظ بماند. الغرض یکی از دوستان مورد نظر پس از بازدید از این بخش، عکسی از تابلو انداخت و قصد تکثیر آنرا نمود، به وی گفته شد: مردم ما در هر سن و سالی، تجسم ذهنی خاص و ویژه ای از حضرت امام حسین دارند، برخی او را در قالب یک عالم روحانی، برخی در قالب یک جنگجو، برخی او را جوانی برنا و رشید، برخی پیر و فرتوت، برخی نورانی، برخی دارای هیبتی چون ورزشکاران و ... تجسم می کنند. انتشار چنین تصویری و تاکید بر صحت آن، می تواند باورهای ذهنی مردم را فرو ریزد. این امر نه تنها نفعی نخواهد داشت بلکه حتی می تواند در ابراز ارادت و عشق به مولا نیز تاثیر منفی داشته باشد. وی متقاعد شد.

ماه فرو ماند از جمال محمد (سعدی). این واقعیت در مورد اشرف مخلوقات عالم، به مراتب بسیار بالاتری وجود دارد. خداوند متعال در مقابل عده ای که پیامبر اکرم را خدایی در قالب بشر، فرزند خدا و فرشته ای به صورت آدم معرفی می کردند، به پیامبر عظیم الشان می گوید: "قل انا بشر مثلکم" (بگو من انسانی مثل شما هستم). آیا در حال حاضر، ما هم از نوع همان آدمهای بی دین، بت پرست، منحرف گذشته هستیم که برای شناخت حق و دیدن نور، نیاز به تمثیل داشته باشیم؟ آیا واقعا ما انسانهایی مثل پیامبر و او انسانی مثل ما است؟ کسی که به معراج رفته، با جبرئیل هم سخن بوده آیا ما حق شنیدن صدای منسوب به او را داریم؟ کسی که صاحب وحی است، برگزیده خاص خداوند است و افتخار عروج تا سدره المنتهی را پیدا کرده، آیا چشمان گنهکار ما لیاقت مشاهده نور و مثل نور را در قالب یک انسان معمولی دارد؟ خداوند اگر می خواست، تصویری از فرستاده اش را (چون قرآن نازل شده بر او) برای نسل امروزی بشر باقی می گذاشت. اما آیا تاکنون از خود پرسیده ایم که چرا خداوند نخواسته است تا تصویری از انبیا و اولیا برای نسل امروز باقی بماند؟

مولانا می گوید:
گفت پیغمبر که حق فرموده است من نگنجم هیچ در بالا و پست
در زمین و آسمان و عرش نیز من نگنجم این یقین دار ای عزیز
در دل مومن بگنجم ای عجب گر مرا جویی در آن دلها طلب


مسیحیت با نشان دادن تصویر مسیح، شکنجه وی، به صلیب کشیدنش و ... چه نصیبی برد که ما اکنون با نشان دادن خاتم انبیا، پیامبری که خدا در وصفش می گوید: "لولاک لما خلقت الافلاک" (اگر تو نبودی، این جهان را نمی آفریدم)، خواهیم برد. از بحث منحرف نشویم.

عیبش همه گفتی هنرش نیز بگوی. در هر صورت باید به تمام دست اندرکاران ساخت فیلم "محمد رسول الله" خسته نباشید گفت. فیلم محمد رسول الله کارگردان فقید سوری، مصطفی عقاد، تصاویری داشت که بارها برای دیدن آن پای تلویزیون نشستیم و لذت بردیم. مصطفی عقاد مرحوم امروز زنده نیست، اما همان پرچم را اکنون مجیدی برداشته و بر افراشته است، وی نیز چون عقاد، به خلق صحنه هایی نائل شده که اشتیاق دیدن حداقل بخشی از آنها، برای سالها در نسل فعلی و آینده باقی خواهد ماند. صحنه هایی چون حمله سپاه ابرهه، شب تولد پیامبر، رم کردن شتر و گریز او تا خانه آمنه، طوفانی شدن دریا و ریختن ماهیها به ساحل و ...

فیلم محمد رسول الله اولین فیلم ایرانی است که قواعد فیلمسازی مدرن در آن رعایت شده است. فیلم همچون تابلویی می ماند که شایستگی خود را برای به تصویر کشیدن جان جانان به رخ همه می کشد. ولی ای کاش در سایر بخشها نیز این چنین میشد تا فیلمی ماندگار در تاریخ لقب بگیرد. والسلام


نقدهای دیگر
؟


تاریخ آخرین ویرایش صفحه: 29 مرداد 1399, 18:38
- ویرایشگر: Adel.J

دسته بندی:  آرشیو نقد